انتشارات حرفه هنرمند


دیوید لوینتال:سعیده اکبری

متظاهر بزرگ:یوجینیا پری/ علی عامری

من آدم وسواسی ای هستم:گفت و گوی ریچارد وودوارد با دیوید لوینتال

کاکا سیاه:هارس براکینگتن/احمدتقاء

زیباومخوف: ساغرامیرعظیمی
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: دیوید لوینتال
بخشی از شگفتی عکاسی، ستیز دائمی اوست با خودش. عکاسی در عین ویژگیهای متعارفش، به طرزی شگفت فرا واقعی می شود. جالب آنکه پنداشتهای قبلی ما از عکاسی و رابطه آن با دنیا، هنوز به رغم تردید در واقع گرایی عکاسی، در دریافت ما از عکس تٲثیر می گذارند. دیوید لویتنال از جمله عکاسانی است که با موضوعی بچه گانه، به شدت محدود، بی معنا و بی تاریخ،دست به خلق تصاویری جدی، تخیلی و مبسوط می زند. و از طریق اشیاء، ما را با تاریخ (پیرامون) آن شیء، همزمان، آشنا و غریبه می کند. به همین راحتی.
عکاسانه دیدن: ادوارد وستون/ کیهان ولی نژاد

عکاسی وبت واره:کریستین متز/ جاوید دلرنگ

چشم عکاس:جان سارکوفسکی/ اسماعیل عباسی
پنجره بسته: دیدن عکاسانه
پنجره بسته حاضر، در امتداد مبحث پیشین (خوانش عکس) و البته با حرکتی رو به گذشته، ارائه دهنده مقالاتی است که در تاریخ عکاسی، وجهی کلاسیک و معتبر یافته اند. وجه اشتراک این مقالات، صبغه عکاسانه آنهاست، یعنی گویی از منظر تجربه عکاسان نوشته شده اند تا از منظر تجربه تفسیری مخاطبان. از این رو مقالات مذکور هر چند تحلیلی اند اما خود، بخشی از تاریخ و ساحت نظری عکاسی اند. اگر عکاسی به واسطه تجربه عکاسان، ظهور، بروز، تداوم و استقرار یافت، پس بر ماست که در مورد تجربه دیدن عکاسانه (تجربه عکاس) تٲمل کنیم و پرتوهایی از کسوف حرمت و اهمیت حیاتی آن را نظاره گر باشیم.
بعد ازما غربال بدستی می آید:گفت وگو با تورج حمیدیان
پنجره ما: تورج حمیدیان
همیشه کسانی هستند که خود خواسته، بدور از جنجال، علقه و دلمشغولی خود را به سرنوشت شان بدل می کنند.تورج حمیدیان، عکاسی است با عطشی سیری ناپذیر برای دیدن عکس و پیگیری داستان هنر. یک ذوق ورز به معنای دقیق کلمه. حافظه او، همچون کتیبه ای است مرموز از نوشته ها و تصاویر دوران زندگی خود و تاریخ پیوند آنها؛با جزئیات و تحلیلی دقیق... و خودش ترکیب غریبی از آرامش، ذوق زدگی، حوصله، دلباختگی، سکون، شور، تشخص، کودکی، حرمت... و سلامت.
نقاش محرک:معترض ریچارد وای/ هلیا دارابی

کابوس هولناک نردروم:آیدین آغداشلو

کیچ در خدمت زندگی ادنردرم:ع. جمالی

آن غروب های طلایی ادنروم:ع. جمالی

ادنردروم و کیچ: سیندر مک جان/ مریم اطهاری
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: اد نردروم
این تصور پذیرش همگانی یافته است که هنرمند شخصی است که باید هنر مطلق تولید کند. روشنفکران و منتقدان هم از هنرمند می خواهند «هنر» تولید کند و تنها تکلیفی که برای هنرمند تعیین می کنند این است که «چیزی نو» بیافریند، و اگر هنرمندان به خواست آنها عمل کنند، هر اثری باید سبکی جدید یا «ایسم» تازهای عرضه کند... مخاطبان پیشتاز از هر چیزی استقبال می کنند. نمایندگان مشتاق آنها- اعم از مدیران موزه ها، استادان مدارس هنر و تجار آثار هنری- بدون فوت وقت- به دایر کردن نمایشگاه ها می پردازند و منتقدان همهٔ سوراخ و سنبه های آتلیه ها را می جویند و آماده اند که هنر آینده را نشان دهند و در کسب شهرت و اعتبار گوی سبقت را از دیگران بربایند. سنت هنر جدید همه سنت های دیگر را بی قدر ساخته است... همین علاقه به تغییر است که به تغییر شتابی جنون آسا داده است...اما نردروم به جدید اهمیتی نداد. او خلاف جهت شنا کرد. خلاف هنر تمامیت خواه مدرن، خلاف هنر سهل الوصول و حاضر آماده، خلاف سرعت، علم، پیشرفت. به همین دلیل دنیای جدید او را ندیده گرفت. اما ایمان و اعتقاد و عشق نقاشان واقعی عظیم ترین موج های تاریخ را در هم می شکنند. نردروم نمی خواست مدرن باشد. حتی نمی خواست پست مدرن باشد. او می خواست چیزی را که دوست دارد بکشد- به همین سادگی- و این دوست داشتن چقدر مسئله مهمی است. سالها در گوشه آتلیه اش به دنبال حقیقتی گشت که دنیای پر سرعت و عجول مدرن و پست مدرن آن را گم کرده بود.
تاریخ هنربه قصد زیارت نه به هوس سیاحت:گفت و گو با آریاسپ دادبه

رویکردهایی به تاریخ هنر:ارنست گامبریج/ روبرت صافاریان

تکامل درعلم وهنر:پیتر مونتز/ کیوان دوست خواه

تکامل یا تحول در تاریخ هنر:ایمان افسریان
پنجره بسته: حافظه تاریخی - تاریخ هنر
هر اثر نو و با ارزشی در بستر سنتی (مجموعه ای قرارداد) شکل گرفته است. رابطه سنت و نوآوری هر چه باشد، باز هم اصل شکل گیری هنر در بستر سنت را نمی توان نفی کرد، چرا که امر نو تنها در تقابل با یک سنت معنی می یابد و نیز اصل نوآوری که در دوران مدرن اهمیت یافت، خود، قراردادی ست مربوط به دوران جدید. از آنجایی که حجم عظیم اطلاعات و تصاویری که از غرب به ما می رسد بسیار متنوع است و همگی از سنتی غریبه بر می آید بدیع و خلق الساعه به نظر می رسند. اما آنان که سنتهای تصویری غرب را عمیق تر می شناسند، می دانند که هر کدام از این آثار در چه سنتی و با چه پیشینه ای شکل گرفته اند.چه برای درک آنها و چه برای درک آثار گذشته خودمان محتاج متدی (روشی) هستیم که درک و اتصال ما را به زنجیره های سنت میسر کند. تاریخ هنر نویسی، موزه داری، حفظ میراث فرهنگی و... تلاشهایی بوده اند در این راستا. ام روش بهره جستن از این راه حل ها و یا سودمندی آنها، جای بحث فراوان دارد. آریاسپ دادبه انتقادات خود به این روشها را در گفتگویی با ما در میان گذاشت و پیشنهاد خود را تحت عنوان حافظه تاریخی مطرح نمود. او در دو شماره ٔ گذشته مقالاتی حول این محور نوشته بود اما این بار کاملتر و روشن تر به سوالات طرح شده پاسخ گفت. پس از آن مقاله ای از ارنست گامبریج پیرامون تاریخ هنر و دو مقالهٔ دیگر در ارتباط با بحث تکامل در علم و هنر به چاپ رسانده ایم.
سیاه قلم یا مانی: گفت و گو با احمد امین نظر
پنجره ما: احمد امین نظر
امین نظر بعد از بازگشت به ایران، خود ار بسیار فعال و جدی شناساند. چند نمایشگاه پیاپی برگزار کرد و مورد توجه قرار گرفت. اما مدت طولانی بود که از او خبر نداشتیم. خاطره کارهای گذشته اش ترقیب مان می کرد به سراغش برویم، اما دو دل بودیم. نمی دانستیم که چه می کند و چگونه می کشد. دل به دریا زدیم و سراغش رفتیم.کارگاهش که همان خانه اش بود، ساده بود و غیر از یک غلتک چاپ و یک میز و تعداد زیادی طراحی چیز دیگر در آن نبود. پشت همان میز نشستیم و درباره همان طراحیها حرف زدیم. او طراحی جدی است، متواضع و مستقل. از اینکه سراغش رفتیم، پشیمان نشدیم.
بیاموزیم که با کثرت گرایی زندگی کنیم:آرتور دانتو/ مجیداخگر

کثرت باوری، جهان میهنی و آوانگارد:اندرو بنیامین/ فرشید آذرنگ

خود کامگی آزادی:سوزی گابلیک/ امید نیک فرجام
حرفه: هنرمند... کثرت باوری
پلورالیسم( یا کثرت باوری = تکثرگرایی = اصالت تکثر) هم پدیده ای به قدمت تاریخ( یا دست کم تاریخ فلسفه) است و هم پدیده ای نوظهور. آن شکل از پلورالیسم که علاوه بر بحران جهانی، در کشورهایی نظیر کشور ما، بحرانی مضاعف را موجب شده، البته به شق نوظهور آن، و تلویحاً پست مدرنیسم، مربوط می شود. پلورالیسم چیز واحدی نیست بلکه در ساحتهای مختلف زندگی اجتماعی روزمره، سیاست، فرهنگ، علم و هنر، رنگ و بویی متفاوت می یابد و بر پایه مبانی و خصلت های ذاتی، قومی، تاریخی و جغرافی هر ساحتی، تجربه و درکی متفاوت را می طلبد و یا شکل می دهد. باید از رویکرد" باری به هر جهت" و " علی السویه" که به نظر آموزه آزادیخواهانه پلورالیسم است به تحلیل و گزینش راهکار درست تر در عرصه پر امکانات پلورالیسم دست زد، زیرا در چنین جایگاهی است که اصالت تکثر تعدد و تفاوت معنی می یابد.
اززندگی نا ممکن تا زندگی نمونه:ددیه سمین/ فتاح محمدی

محبس کودکی سازه یادبود: کودکان دیژاندانلدکاسپیت/مهدی نصراله زاده

تاملاتی در باب مرگ:گفت و گوی تامارگارب با کریستین بولتانسکی
کریستین بولتانسکی
بولتانسکی نمونه بارز هنرمندانی است که آمیزه غریب احساس و هوش اند. شعور بولتانسکی بوضوح در گفتگویش هویداست، شعوری که ماحصل تکرار صرف نتایج فکری فلاسفه و نظریه پردازان و جو نظری حاکم نیست. بلکه استدلال های او و تحلیل معنایی آثارش، از نوعی تأمل و تجربه شخصی و فرآیند آن نشان دارد.شاید همه اینها و از طرفی قابلیت جذاب آثار او، برخاسته از گزینش درست و پرورش سنجیده " ایده مرگ" باشد.