انتشارات حرفه هنرمند


تصاویر مردم:پیتر گالاسی/ کیهان ولی نژاد

من عاشق پوستشان بودم:گفتگو با نیکسون/ سالومه منوچهری

آدمهای نیکسون و ایدز:اندی گروندبرگ/ فرشید آذرنگ

دنیا از آنچه می پنداشتم جذاب تر است:آرتور ال من/ شاهین شهابلو
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: نیکلاس نیکسون
نیکلاس نیکسون از مهربان ترین عکاسانی است که تاریخ عکاسی به خود دیده است.شاید مهربانی او از آن باشد که در فاصله نیست و خیلی نزدیک و دم دست است. ترحم نمی کند، اما همدلی دارد. باید و نباید نمی آورد، کج و راست نمی کند، تغییر نمی دهد و همین تو را می پذیرد. هیچگاه سوژه هایش را دستمایه معانی دیگر و کلی و استعاری قرار نداده و پیشنهادهای نامربوط و بزرگ نکرده .... تمام عمر کاری اش را با آن دوربین گت و گندهٔ چوبی قدیمی روبروی آدمها نشسته و زیر آن پارچه سیاه رفته که فقط نگاه کند و حین واضح سازی، خیره شود تا چشمانشان و خنده هایشان؛ و امید و اضطرابهایشان را ببیند.و این برای عکاسی امروز، موهبت فراموش شده ای است. همین.

پرتره در عکاسی:گراهام کلارک/ علی عامری

کودکی که هرگز نبودم:انت کون/ مهران مهاجر

نقاب در حکم مفهوم توصیفی:ماری پرایس/ علی عامری،فتح اله نوری
پنجره بسته: عکاسی پرتره
.... این عکس خیلی قدیمی بود. گوشه هایش در اثر چسباندن در داخل آلبوم از بین رفته بود، رنگ قهوای آن نیز پریده بود و فقط می توانست دو کودک را نشان دهد که در انتهای یک پل چوبی- کوچک در یک گلخانه شیشه ای که آن روزها باغ زمستانی نامیده می شد، با هم ایستاده اند. آن موقع (1898) مادرم پنج سال داشت و برادرم هفت سال. برادر به نرده پل تکیه داده بود و دستش را روی آن دراز کرده بود؛ مادرم، کوتاه تر از او، کمی عقب تر و رو به دوربین ایستاده بود؛ می شد احساس کرد که عکاس گفته« کمی جلوتر بیا تا بتوانیم تو را ببینیم»...
کشمکش در زیر آرامش:رویین پاکباز

واقعیت:فشرده، دیگرگون، کژنما:رات. ای. فاین/ سیامک مولوی
حرفه: نقاش... پننجره همسایه: ریچارد دیبن کرن
« نقاش چه بسا بگوید که در فکر آن است که آیا کارش را « درست» انجام داده است یا نه. ولی اگر فقط درک کنیم که او از این کلمه کوچک و متواضعانهٔ « درست» چه منظوری دارد آنگاه پی خواهیم برد که هنرمندان به راستی چه چیزی را دنبال می کنند.به راستی چیزی به نام هنر مطلق وجود ندارد. فقط هنرمندان وجود دارند. مردان و زنانی که از نعمت این استعداد کمیاب برخوردارند که میتوانند شکلها و رنگها را به گونه ای آرایش دهند و تعادل بخشند که « درست» باشند- و باز هم نادرتر- کسانی که از آن استواری و کمال شخصیت بهره دارند که هرگز به راه حلهای نیم بند رضایت نمی دهند و با طیب خاطر از هر گونه جلوه گری کمال و سده و کامیابی سطحی در می گذرند.»التزام ریچارد دیبن کرن در جهت گیری های غیر متداولش همواره « درست» نقاشی کردن بود. وفاداری دبین کرن به جنبه هایی از سنت مدرنیسم اروپایی- بویژه دستاوردهای سزان، ماتیس و مندریان- و نیز انتخاب خط سیری مغایر با جریان پیشتاز، باعث شد که اغلب منتقدان آمریکایی او را نقاشی کالیفرنیایی و هنرمندی با بینش محدود معرفی کنند؛ اما با گذشت زمان، لرزش های خاص و متفاوت او مورد توجه قرار گرفت. با توجه به توانایی های دیبن کرن این امکان وجود داشت که او همانند برخی از هم نسلانش با یکی از حرکتهای پست مدرنیستی همگام شود، اما او آگاهانه در راه خویش باقی ماند و در آخرین صحنهٔ نمایش مدرنیسم نقش اول را بازی کرده است؛ و در لحظه ای که این سنت به پایان خود می رسید آن را در آغوش کشید.
نگاهی کوتاه به روند آموزش در جهان و ایران: محسن وزیری مقدم

پژوهشی در آموزش نقاشی: فائقه بقراطی
پنجره بسته: رابطه استاد و شاگرد
آموزش هنر در مدارس، آموزش هنر در دانشگاه‌ها، سیستم ارزش‌یابی در کنکور و در دانشگاه، دلایل جامعه‌شناسانه‌ی هجوم نسل جوان و بخصوص خانم‌ها به آموزشگاه‌های هنری، شبیه‌سازی هنرجویان در آموزشگاه‌های خصوصی و منریسم استاد شاگردی، مواجهه‌ی ما با آموزش هنر معاصر جهان، گنگی تئوریک هنر دوران معاصر، پارادوکس آکادمی و آوانگاردیسم و انبوهی از سوالات و مشکلات دیگر، ما را بر آن داشت تا در چند شماره به موضوع آموزش هنر بپردازیم. سعی خواهیم کرد با مجموعه‌ای از مقالات، به روشن شدن سوالات کمک کنیم.
حاشیه نشین زمانه:داریوش خادمی

شکلی از یک حریم شخصی: گفت و گو با امید مشکسار

پنجره ما: امید مشکسار
امید مشکسار نمونه هنرمندی است که آثار او( تجربهٔ زیسته اش) سمت و سو دارد، او در پی آن است که با همه توانش(با زندگی) رویارو شود، و در تمامی آنچه که آدمهای روزگارش سالها است با آن خو کرده اند و آن را به عنوان ( روال طبیعی) پذیرفته اند، بازنگری کند. از این رو نقاشیها و طراحیهای او همچون آینه هایی است که وجوه غیر طبیعی دنیای امروز را بازتاب می دهند. وجود جنگ، خشونت، فقر، تنهایی هراس آور انسان و از همه فراتر( هنر بی تفاوت) او را آزار می دهد و بخشی از این حساسیتها را مدیون تکوین خودآموخته و خودانگیخته هنرش و دوری او از محیطهای عادت زده و افکار مدگرای هنری است. او به لطف انزوای کارگاهش در شیراز توانسته تا نگاه بکر خود را به زندگی محفوظ بدارد. و این روندی است که پس از مهاجرتش به هلند نیز تداوم داشته است. هنر او نگاهی است واقع گرا از حاشیهٔ زمانه بر متن زندگی آدمهای امروز.
آدم‌های زشت من:گفت وگو با اکی کائوریسماکی/دئی لی

شما فقط یکبار زندگی می کنید:بردیا سعدی نژاد

فیلم شناسی کائوریسماکی:امید نیک فرجام

نگاهی به چند فیلم اکی کائوریسماکی:لیلا هدایت پور
حرفه: سینما گر... پنجره همسایه: آکی کائوریسماکی
آکی کائوریسماکی مهم تریت فیلمساز تاریخ سینمای فنلاند و یکی از چهره های شاخص سینمای اروپاست. فیلم های او در دوره های گوناگون جشنواره سینمایی فجر به نمایش درآمده اند و نزد سینما دوستان ایرانی کمابیش شناخته شده اند. نمایش عمومی احتمالی فیلم مردی بدون گذشته، آخرین فیلم کائوریسماکی، بهانه ای شد برای اختصاص پنجره همسایه حرفه: سینماگر به این فیلمساز.
نوری بر فراز هفت دریا:روبرت صافاریان

تجربه محرومیت و تهدید:به سوی یک نظریه روان شناختی در باب نمای نزیک
پنجره بسته: تصویر سینمایی - تصویر عکاسی
تصویر سیمایی با چه ویژگیهایی از عکس، نقاشی و سایر انواع تصویر دیداری متمایز میشود؟پاسخ به این پرشس از یک سو با خود بحث های پیچیده ای درباره ی ماهیت سینما به عنوان هنری مستقل پیش می رود و از سوی دیگر چشم بیننده را برای تحلیل دقیق فیلمهای خاص مهم تر تیز می کند. پنجره ی بسته ی این شماره فتح باب بحثی است در این زمینه.
هنر نو و فرهنگ همگانی: مصاحبه با روزنبلوم/ مجید اخگر

پست مدرنیسم: رابرت روزنبلوم / مجید اخگر

زمانبندی امری نو: اندرو بنیامین / علی‌اکبر علیزاد

در پی امر نو: گفت و گو با رابرت روزنبلوم/ فرشید آذرنگ

انسان، مجسمه است:دیماستنس داویتاس/ جاوید دلرنگ

نه فقط تعدادی،بلکه همه موظفند:گفت و گو با جوزف بویز/جرج جیپ
فصل نو
با توجه به تطور ساحت هنر و سیطره‌ی بی چون و چرای هنر و رسانه های معاصر و اهمیت و شان آن در عرصه زندگی فرهنگی و جهان زیست کنونی ما "فصل نو" از این پی به بخش های مجله افزوده می شود.