انتشارات حرفه هنرمند


ابلاردو مورل

گفتگو با ابلاردو مورل: کیانا فرهودی، غزل ثمین، هادی آذری
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: ابلاردو مورل
اینکه شبکه چهارم بی‌بی‌سی، اولین نمای اولین قسمت از مستند درخشان خود با نام "نبوغ عکاس" را با عکسی از ابلاردو مورل آغاز می‌کند، نمی‌تواند اتفاقی یا هوس‌بازانه باشد.
مورل که خودش مدعی است دوست دارد هرچه بیشتر به سوی گذشته عکاس حرکت کند، مجموعه شناخته‌شده‌اش، "کمرا آبسکیورا" را با طرح این پرسش چالش‌برانگیز آغاز می‌کند: «چرا در تاریخ عکاسی هیچ عکسی وجود ندارد که فرآیند اتاق تاریک و گذر نور از روزنه کوچک، و تشکیل تصویر واژگون روی دیوار مقابل را نمایش دهد؟»
این هنرمند کوبایی‌الاصل آمریکایی، در پرسش و پاسخ‌های بی‌پایان ذهنی خود، آثارش را در نوسانی میان آزمایش‌های علمی و بیان شاعرانه دنیای دوروبرش خلق می‌کند. او با ترکیب موزون دقت نظرهای یک فیزیکدان و حساسیت‌های یک شاعر، می‌کوشد تا به وسع خود، غفلت‌های تاریخ عکاسی را پوشش دهد.
وسیع بود و تنها و سر به زیر و سخت: گفتگو با نعیم حقیقی

سه خاطره: نعیم حقیقی

هنوز هم هست: نیره حقیقی
پنجره ما: ناصر حقیقی
ناصر حقیقی (1310- 1371)
در آخرین لحظه‌ی یک خداحافظی معمولی، آقای احمد عالی به آرامی اشاره کردند که بخشی از آرشیو عکس‌های دوست عزیز و درگذشته‌شان، ناصر حقیقی نزد ایشان است. اسم ناصر حقیقی را پراکنده شنیده بودم اما هیچ چیزی از او نمی‌دانستم جز آنکه برادر نعمت حقیقی فیلمبردار بوده و عکس‌های خوبی می‌گرفته.
صبح دو روز بعد وقتی در دفتر ایشان یک به یک عکس‌ها را از داخل پاکت‌ها بیرون می‌کشیدم، دنیای گمشده و از دست‌رفته‌ای برایم شروع به حیات و شکفتن کرد.
اهمیت اجتماعی و جذابیت تصویری عکس ها ( که آدم را به تماشای مدامشان ناگزیر می‌کند) به کنار، اما بخش تلخ ماجرا سرنوشت غم‌انگیز فراموشی (گاه تا حد مطلق)، در محاق ماندن و در نظر گرفته نشدن حاصل تجربه‌های یک عمر آدم است که مثل بختک شومی بر سر بسیاری از هنرمندان ما تا کنون سایه انداخته و ( تحت تمایل روزافزون ما به تاریخ گریزی) همچنان می‌اندازد.
این پرونده به لطف آقای عالی عزیز، تلاشی است در ستایش از زندگی با ارزش هنرمندی که همه، جز به محبت و گرمی از او یاد نکردند.
نیمه‌ی بالش: مهران مهاجر

ناصر حقیقی دیگر عکس نمی‌گیرد: مرتضی ممیز

یک رفیق شفیق: لیلی گلستان

دو عکس: دو خاطره: شرمین نادری
یک همکار قدیمی: گفتگو با مجید بلوچ

آخیرن دیدار: آیدین آغداشلو

گنجینه‌های عکاسی در دوران پهلوی و غفلت ما: محمدرضا طهماسب پور
پنجره ما: مهدی سیف‌الملوکی
اطلاعات به جا مانده از سیف‌الملوکی تا آن حد کم و نا چیز است که ما پس از سه چهار ماه جستجو هنوز هم نتوانسته‌ایم تاریخ تولدش را بیابیم. شخصیت دیرجوش، صراحت لهجه ( از نوع برنده و اصفهانی آن)، مماشات نکردن با خواسته‌های دیگران، بی اعتمادی به اغیار، وسواس و کمال‌گرایی بیش از اندازه در نمایش آثارش همگی باعث شده تا هر آنچه از او و عکس‌هایش در ذهن دوستان و اطرافیانش مانده، پرهیبی دور و گنگ و در فاصله باشد. انگار هیچ‌کس نتوانسته از خطی به بعد به او نزدیک‌تر شود.
با آن‌که گفته می‌شود سیف‌الملوکی چندان تمایلی به نمایش آثارش نداشته اما خودرایی ما در انتشار آنها در این پرونده، صرفا بزرگداشت و یادآوری از ارزش‌های فراموش شده‌ی عکاس خودآموخته‌ای است که در چارچوب‌های حرفه‌ای و معیشتی، شعله‌های نبوغ، خلاقیت و درخشش بصری را درون خودش گرم نگه داشت.
شمیم مستقیمی
افسانه کامران
شرمین نادری
مهدی مقیم نژاد
مسعود معصومی
سارا زندوکیلی
ابراهیم صافی
امین طلاچیان
هنوز «هنر نوعی مهارت است» / مهدیه کرد
حرف: نقاش... پنجره همسایه: یویین آگلو
یویین ارنست ریچارد آگلو (1932-2000)

این عصر، عصری است که چیزهای عجیب و غریب و خارق العاده نشانه اصالت و ذکاوت در هنر است. ماتیو بارنی مجسمه هایی از وازلین می سازد؛ گرگور اشنیدر خانه عجیبی با اتاق های تودرتوی مخفی طراحی می کند؛ و اورلان روی بدنش جراحی زیبایی انجام می دهد ( جراحان زیبایی درخواست او جهت گذاشتن دُم را رد کردند). در دورانی که غرابت ارزش است آگلو با شیوه زندگی و هنرش به راه متفاوتی رفت. او برخلاف دَمیِن هِرست ، تریسی اِمین و بقیه نسل آرتیست های جوان ساچی به ندرت مصاحبه می کرد. به مدت 4 دهه در خانه- استودیواش در جنوب لندن زندگی خشنی به سبک ادوار گذشته داشت. او به نوعی از نقاشی فیگوراتیو مکتب لندن دلبسته بود و تمام شهرتش را از پروسه کُند و پرتانی خلق آثارش می گرفت. نقاشی های او بر پایه اندازه گیری های دقیق، اصلاحات پی در پی و تکنیکی استوار است که علارغم شیوه هنرمندان معاصرش "نمایشی" نیست.
وقتی لوسین فروید از او خواست که برای کشیدن پرتره ای برایش مدل شود نپذیرفت چون به نظرش این کار اتلاف وقت بود در حالی که می توانست خودش در این مدت نقاشی کند.
پند پیر دانا: باوند بهپور

عکاسی هنری در ایران پس از 76: مهران مهاجر

حرفه گالری‌دار 2 : هدا اربابی

پنجره بسته: 77 به بعد ( قسمت سوم )
در شماره 37، جمعی از هنرمندان پاسخ‌هایی به پرسش‌های مجله دادند تا شاید شمایی کلی از روحیه و طرز فکر نسلی که پس از سال 77 ظهور کردند را ترسیم کند. تصمیم داریم در این شماره و شماره‌ی بعد به تحلیل این نسل و این دوران از هنر معاصر ایران بپردازیم و بحث را پی بگیریم....
جوانی، ژورنالیسم، نظریه ادبی: ادبیات داستانی پس از انقلاب: امیر احمدی آریان

تکثیر کیچ، تکرار هیچ: سیامک دلزنده

حرف‌هایی که باید می‌زدم: منوچهر معتبر

یازده طریق نگاه کردن به یک درخت در طرحی از علی نصیر: وحید حکیم
عکاسی در چارچوب علوم انسانی: سوزان سانتاگ/ مجید اخگر

تصویر اصیل: مصاحبه با جان برگر و پان مور/ ابوالفضل توکلی شاندیز

بنیامین و اقتصادسیاسی عکس: دبلیو جی. دی میچل/ سعید ربطی
حرفه: هنرمند... عکاسی و واقعیت: نظریه کلاسیک و پس از آن
از ابتدای پدید آمدن عکاسی، سرنوشت تصویر فوتوگرافیک، در تمایز از سایر تصاویر دست‌ساز سنتی، مفهوم با واقعیت یا امر واقعی گره خورد. بدین ترتیب سنتی از اندیشدن به عکاسی شکل گرفت که یا آن را به خاطر گرته‌برداری صرف از واقعیت بی‌اهمیت تلقی می‌کرد، و یا پتانسیل‌های خاص آن برای بازنمایی یا نمایش ابعاد مغفول‌مانده‌ای از واقعیت را می‌ستود. بنابراین می‌توان گفت که مفهوم واقعیت در کانون نظریه‌ی کلاسیک عکاسی جای داشت. در این شماره تصمیم گرفته‌ایم با ارائه‌ی متون چاپ‌نشده‌ای از برخی از این نظریه‌پردازان، بحث نسبت میان تصویر عکاسی و واقعیت را مورد بازنگری قرار دهیم؛ بحثی که در دهه‌‌های اخیر تحت تاثیر تحولات نظری این حوزه و از جمله جنجال‌های پیرامون عکاسی دیجیتال بیشتر به سمت زیر سئوال بردن این نسبت میل کرده است.
گواهی، حقیقت، نظم: جان تَگ / بابک آزاد دل

سایه‌ی شی‌ء: سارا کمبر / پیمان امیدوار
در جستجوی چیزی بیشتر: شمیم مستقیمی

اسم رمز: جدایی!/ گفتگو درباره جدایی نادر از سیمین، مجید اخگر، علیرضا رسولی‌نژاد، شمیم مستقیمی
حرفه: نویسنده... نادر از سیمین، سیمین از نادر، ما از نادر و سیمین
در فضای پیچیده و فشرده و تاریک و پرابهام امروز
حرف زدن از هر چیز حرف زدن از همه چیز است و
رشته نازک اما محکمی همه چیز را به هم وصل می کند
بنابراین شاید سوال اصلی این باشد وقتی از جدایی نادر از سیمین
حرف می زنیم در واقع از چه حرف میز نیم؟