انتشارات حرفه هنرمند


لحظه هایی به ناپایداری لمس بال فرشته:سالی مان/ ملک محسن قادری

جسی مان درهجده سالگی:ملیسا هریس/ ملک محسن قادری

آغوش:شهریار توکلی

سرزمین مادری:ا. دی. کولمن/ سالومه منوچهری

سرزمین جنگ های داخلی:دیوید لوی اشتراوس/ فرهاد صبوری

لحظه گرفتن عکس لحظه کوتاهی است:گفتگو با سالی مان

خانواده مان:جنت مالکرم/ شاهین شهابلو
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: سالی مان
سالی مان به مفهوم واقعی کلمه، یک عکاس محلی است.( با اینکه آمریکایی است و علی التصور باید جهانی باشد!). او در تمام عمر هنری این چند ساله اش از خود محله و آدم های محله و طبیعت محله و رودخانه های محله و استخوان های پوسیدهٔ سگ های محله و بچه های خودش و شوهر خودش و از امثال اینها عکس گرفته. در رویارویی سوژه هایش چنان همنفس آن می شود و جوهره آن را به بیرون می کشد که تصور هر تصویر دیگری از آن موضوع محال می نماید.دوربین سالی مان، سال به سال و دوره به دوره به سوی گستره های جدید می چرخد و هر بار در روکم کنی مدعیان، تازه و طرفه ای را رو می کند، دور از انتظار.وجه اشتراک تمام پرسه های دور از هم او در این بیست سال، محله کودکی اوست، یعنی ویرجینیا.
بازخوانی اتاق روشن:ویکتور برگین/ فرشید آذرنگ

عکاسی به مثابه ابزار یکپارچگی:پیر بوردیو/ کیهان ولی نژاد

آنچه تنها یک مرتبه رخ داده است:مارجوری پرلوف/ فرشید آذرنگ

عکسهای شخصی و خاطره فردی:کاترین کینان/ علی عامری
پنجره بسته: عکاسی خانوادگی
عکاسی خانوادگی گرایش دو سویه ای در عکاسی است که از یک سمت به تصاویر پیش پا افتاده و معمول و در عین حال انبوه و گستردهٔ خانواده ها بازمی گردد و از سمت دیگر به تلاشهای خلاق عکاسان نام آوری می رسد که سعی در نزدیک سازی این دو قطب دور از هم را داشته اند. عکاسانی که شٲن«عکس خانوادگی» را از مرتبه آلبوم های کوچک و مهجور خانوادگی به سطح دیوار نمایشگاه ها و صفحات کتاب تاریخ عکاسی ارتقا دادند.در این شماره ضمن تمرکز بر تجربیات خلاق یک عکاس خانوادگی( سالی مان)، پنجره بسته به مقالاتی اختصاص داده ایم که ژانر« عکاسی خانوادگی» را به طور عام و از دریچه کوشش های آماتوری نگریسته اند. یعنی همان ژانری که اهمیت نخستین اش در تعداد کثیر و بی نهایت تولیدات آن است.
نور، سایه، سایه روشن:کاوه گلستان

عکاسی کسب و کار من نیست:گفتگو با احمد عالی

نگاهی به عکسهای مهرداد افسری:مهران مهاجر

خاطرات جاده ای:فرهاد فخریان
پنجره ما: احمد عالی
احمد عالی و مینا نوری عمده عمر و زندگی شان را در کار و هنر خلاصه و فشرده کرده اند و روزگار گذرانده اند. کافی است رد گفتگوهای قبلاً چاپ شده احمد عالی را بگیرید و قصه ما وقع آ ن سالهایش را بخوانید تا دریابید که او چه جان و طاقتی را در راه گذاشته تا هنر عکاسی را اثبات کند.همسرش مینا نوری می گفت: « چندین سال پیش وقتی که احمد از در اولین نمایشگاه عکس غیر کاربردی بعد از انقلاب ( که دانشجویان در تالار انتظار سینما تئاتر کوچک برپا کرده بودند) بیرون آمد، آرام گفت: بالاخره به بار نشست.» بی شک بخش قابل توجهی از امن و آسایش و اعتبار این روزهای خانه ما مدیون صبر و زحمت اوست.روز مصاحبه، پای میز و چای و گفتگویش که نشستیم، دورتادورمان پر بود از انواع و اقسام آثار هنری عکس، نقاشی، طراحی، چاپ دستی و ... و همگی از خودش و از خودشان و از دور و نزدیک های هنرمندان این چند دهه.و احمد عالی لابلای گفتگو، هر جا که ضرورت مثال ایجاب می کرد- بی نیاز از ارجاع به کتابها- فقط انگشتش را به طرف تابلویی می گرفت و نمونه می زد.
بی رحم ترین رئالیست دنیا:بتی آواکیان

چشمی که فرومی بلعد:ایدرین سیرل/ بتی آواکیان
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: لوسین فروید
امروز اگر کسی به دنبال قهرمان باشد باید به سراغ هنرمندی برود که از کارهای انقلابی گریزان است! این جمله را ارنست گامبریج در سال 1966 نوشت؛زمانی که موج آوانگاردیسم و انتزاع گرایی تمامی اروپا و آمریکا را فرا گرفته بود، لوسین فروید در آتلیه اش مشغول بازنمایی دقیق مدلهایش بود. او یکی از معدود هنرمندان عصر ما بود که از کارهای انقلابی گریزان بود. هنرمندانی که با جدیت تمام به مسائل اصلی هنر خویش پرداختند و هر گونه پیوندی را با جنبش های مد روز گسیختند.
حقیقت و اصالت درهنر: ثمیلا امیرابراهیمی

«یان وان آیک» اینجا بود:ایمان افسریان

انسان، طبیعت و هنر:روبن ویلر/ بتی آواکیان
پنجره بسته: اصالت فردیت
کلمات و مفاهیم در جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته از جهات مختلف دچار تغییر معنایی می گردند. اول آنکه مفاهیم در جهان(زبان) سنت در انتقال به مفاهیم مدرن دستخوش تغییر گردیده اند. دوم آنکه جوامعی در حال گذار چون جامعهٔ ما ناچارند بسیاری اصطلاحات را از جامعه ای متفاوت وام بگیرند در این روند ترجمه و درک کلمات، معانی دچار تغییرات و کج فهمی هایی می شوند که یافتن معادل صحیح کلمه را دچار مشکل می کند.در چند دهه اخیر نگاه انقلابی و ایدئولوژیک به بسیاری کلمات و مفاهیم عموم هنرمندان ما را از این اصطلاحات گریزان و دلزده کرده است. وقتی صحبت از اصالت و یا هویت می شود استفادهٔ سطحی و گاهی ابزاری از آن ما را به پس می راند و خاطرات ناخوشایند دوره هایی که این کلمات ابزار سرکوب بوده اند را به خاطر می آورد. اما امروز و پس از تجربه آن دوره ها می توانیم با حوصله و دقت دوباره به آنها بازگردیم. در گفتگوی با یکدیگر مفاهیم کلماتی را که به کار می بریم وضوح بخشیم و در حد توان گسترش دهیم.
خب همینم که هستم:گفتگو با حسینعلی ذابحی

ناقوس هنر:حسینعلی ذابحی

اگر عاشق نباشی، آموختنی نیست:محمد ابراهیم جعفری
پنجره ما: حسینعلی ذابحی
هنرمندی است که سعی کرده است هنر خود را با زندگی اش همراه کند. روح او از منبع عظیم « زندگی» تغذیه می کند. خود را متفاوت با سایر مردم احساس نمی کند، در میان آنها می رود، به آنها نگاه می کند، مانند همان مردم کوچه و خیابان حرف می زند و شوخی می کند. گاهی می نویسد، تدریس می کند، به ضعف ها و قوت های خود آگاه است و دغدغه های فکری و تصویری خود را با مسائل عرفانی و فلسفی می آمیزد. اهل حضور در جوامع و سر و صدا و تبلیغ نیست و بسیار بی تکلف نقاشی می کشد.....
مشکل خانم شیرین نشاط:آیدین آغداشلو

سبکی جدید برای تقدیس تمثیل:مینا پروکتور/ علی اکبر علیزاد

اهمیت اگزوتیک بودن:رضا فرخ فال
حرفه: سینماگر... پنجره همسایه: شیرین نشاط
سوابق افتخارات وشناسنامه آثارش می گوید،شیرین نشاط مال "همسایه" است.سوابق شجره نامه ای و دلبستگی­هایش می­گوید،شیرین نشاط مال "ما" است.چه فرقی می­کند که در مرزهای دائم در هم محو شونده این روزهای جهان،او روی کدام خاک و سنگ ایستاده باشد؟مهم تصاویر اوست و آثاراووحامل او در مقام هنرمند.اولین تلاشهایش در عکاسی ریشه دارد.اعتباراتش را از حوزه ویدئو کسب می­کند،گروه فیلمبرداری­اش رااز حرفه ایهای سینمابرمی گزیند و معتبرترین جایزه­اش را از بی­نال تجسمی ونیز دریافت می­کند.چه تفاوت می­کند که در مرزهای دائم در هم محو شونده این روزهای هنر،او داخل کدام حدود و ثغور،سنجیده شود.مهم تصاویر اوست و آثار او،حاصل او.
روزی روزگاری درMovie: گفتگو با ویکتور پرکینز

زنده باد تفسیر:گفتگو با داگلاس پای
پنجره بسته: نسل نقد
این گفتگوها در تابستان 1380 و هنگام برگزاری سمیناری در زمینه نقد فیلم در موزه هنرهای معاصر تهران انجام شدند.ویکتور پرکینز و داگلاس پای که به شرکت در این سمینار دعوت شده بودند دو نویسنده و منتقد فیلم انگلیسی هستند که بیشتر شهرت خود را به خاطر نوشتن در مجله مشهور Movie کسب کرده­اند.پر کینز به نسلی قدیمی تر تعلق دارد که در دهه 1960 مووی را بنیان گذاشتند و با مقالاتشان درباره سینمای امریکا و کارگردانان به زعم آنها پر اهمیت این سینما جریان بحث انگیزی را در دنیای نقد فیلم بریتانیا آغاز کردند.پر کینز در ایران به خاطر ترجمه شدن تنها کتاب عمده­اش«فیلم به عنوان فیلم»نامی آشناتر است.پای از اواسط دهه 1970به گروه ثابت نویسندگان مووی پیوست.هر دو منتقد هنوز هم از جمله به گواهی مقالاتشان در شماره­ای متاخر از مووی که به همراه داشتند،دلبسته سینمای امریکا در دهه­های پیش و کاوش موشکافانه در آثار آن سینما هستند و از لحاظ وفاداری به اصل تخصص در کار نقد فیلم،شایان توجه و ستایش.مووی،چنان که از حرف­های آنها بر می­آید،نا مرتب و با فاصله چاپ می­شد ولی ثابت کرد که می­توان فارغ از کمیت،تاثیر شگرفی بر جای گذاشت و از طریق این گفت و گوها دوره­ای از تاریخ سینما تداعی می­شود که طی آن چالشی سخت پر شور و زنده شد و با سینمای غبطه بر انگیز معاصر خویش،پیوندی پر ثمر و الهام بخش یافت.