انتشارات حرفه هنرمند




پیوند میان رمانس و واقعیت: پیتر سی.نابل / حمیدرضا کرمی

کسب اجازه از طبیعت: گفت و گوی بروکز یانسن با مایکل کنا

هوکاییدو: دایدو موریما / محمدرضا میرزایی

زندگی زیباست: گفت و گوی کارول گلابر و مایکل کنا

مایکل کنا
مایکل کنا از آن عکاس های "دیدنی" است. به این اعتبار که آثار او بیشتر از انکه دستمایه ای برای اندیشه ورزی کلامی باشد، فراخوانی است برای تجربه ای دیداری و بصری. مدخل ورودی به آثار او، ظرایف تصویری است؛ و حجم این ظرایف را قدرت پذیرش بیننده تعین می کند. آثار کنا را باید (یا بهتر است) از سرچشمه نوشید. رودررویی با چاپ های اصل کوچک سیاه و سفید او که همه جا به "تکه های جواهر" از آن یاد می شود، تجربه مغتنمی است که با آنچه در کتابش ( و بعد در این مجله) چاپ می شود، قطعا فاصله ها دارد. او هر چند متعلق به این سال ها، و نسل عکاسان پسا مدرن است ولی از موضوعات معمولی (چشم انداز و معماری) عکس می گیرد. به این ترتیب، کنا برای بسیاری مرموز و درک ناشدنی باقی می ماند. یا به تعبیر پیتر بانل: «عکاسی برای سنت گرایان بسیار "پیشرو" است، و در همان حال برای آوانگاردها، بسیار "محافظه کار" می نماید».


دوروتی لانگ: هانس میشل کوتزل / علی اتحاد

رابرت کاپا: هانس میشل کوتزل / شاهین شهابلو

دنیس استاک: هانس میشل کوتزل / حمیدرضا کرمی

هنری کارتیه برسون: هانس میشل کوتزل / شاهین شهابلو

داستان پشت تصاویر دوروتی لانگ، رابرت کاپا، دنیس استاک، هنری کارتیه برسون
همیشه آگاهی یافتن از مسائل حاشیه ای خلق آثار هنری (اعم از فیلم، نقاشی، عکاسی و...) جذاب و کنجکاوی بر انگیز بوده. گرچه عکاسان آنقدرcelebrity نیستند که بخواهند با زندگینامه نویسی به چنین اشتیاق سوزانی دامن بزنند، اما برای طرفداران اندک خود (در قیاس با هنرهای فراگیری چون سینما و موسیقی)، آنقدر مهم و گیرا هستند که هر علاقمندی بخواهد سر از کار پشت پرده شان درآورد! در مین قصه ها و نقل قول ها و خاطرات ـ که عموما با اغراق و تحریف و حتی کذب نیز همراه است- می شود به جزئیات معقولی رسید که از رهگذر این تبادل اطلاعاتی، میان مشتاقان عکاسی جابجا می شود؛ جزئیاتی که می تواند وجود معنایی جدیدی به عکس هایی که پیشتر بارها و بارها دیده بودیم، اضافه کند.
طی مسیر برایم مهم تر است: گفت و گو با اسماعیل عباسی
اسماعیل عباسی
اسماعیل عباسی بیشتر از آنکه با عکس هایش معرفی شود، با فعالیت های دیگرش در زمینه عکاسی شناخته می شود. عمده علاقمندان عکاسی این یکی دو دهه، تحت آموزش و تعلیم نوشته ها، ترجمه ها، کتب و مجلاتی هستند و بوده اند که عباسی دوره به دوره، عرضه و در اختیار گذاشته. منش معلمی دارد و برایش مهم است که عکاسی را به درستی و بی جانبداری، آموزش و انتقال دهد. فهرست گزیده ای از مهم ترین فعالیت های او موید این وجه آموزشی است: کتاب "فرهنگ عکاسی"، کتاب "نقد عکس"، کتاب "فتوژورنالیسم" (در دست چاپ)، مجله "دوربین عکاسی" (با تآٔکید آموزشی)، نمایش فیلم های گوناگون (در توضیح و معرفی عکاسان جهان) و... . عباسی، گاه گدار و به ندرت عکس هایش را نشان داده و می دهد. پراکنده و با فاصله زمانی. این چند صفحه تلاشی است جهت فراهم آوردن مجموعه ای یک جا و همزمان از عکس های او برای علاقمندان به تحقیق در عکاسی ایران. دوست داشتن یا نداشتن عکس های او، تصمیمی شخصی و ثانوی است. در وهله اول این اهمیت دارد که عکس های اوـ در لحظات موفقیتش ـ شبیه عکاس دیگری نیست.
مقدمه ای با دو فرض: ایمان افسریان

ترانس آوانگارد، نئواکسپرسیونیسم ایتالیا: فائقه بقراطی

ترانس آوانگارد ایتالیایی: آکیله بونیتو اولیوا / سارا نیلی

آرمان شهرها،خانه به دوش ها، منتقدان: مارسیا ای.وتروک
ترانس آوانگارد: ساندرو کیا میمو پالادینو فرانچسکو کلمنته انزو کوکی
نکاتی درباره هویت در هنر بومی و جهانی: ایو میشو / وحید حکیم

ایده جریان اصلی (Mainstream)
هویت بومی و جهانی / ایده Mainstream
هویت در مهاجرت: گفت و گو با رضا درخشانی

اتصال به نقطه آخر جریان اصلی: گفت و گوی جمعی با مسعود سعدالدین

رضا درخشانی مسعود سعدالدین
عصر آوانگارد: هیلتون کرامر / محمدرضا یگانه دوست

پست آوانگارد: چالز جنکز / پیمان امیدوار

دورنگه داشتن دشمن: دیوید آنتین / نیما ملک محمدی

آوانگارد و تمامیت خواهی: تزوتان تودوروف / مهدی نصرالله زاده

سخنی درباره « آوانگارد و تمامیت خواهی»: مهدی نصرالله زاده

بنیامین، لوکاچ و بلوخ: ریچارد مورفی / مجید اخگر
درباره هنر آوانگارد
اصطلاح «آوانگارد» از جمله مفاهیم و انگاره هایی است که هر گونه ارزیابی از سنت مدرنیسم و درک دستاوردهای و آماج آن، نقد وجوه قابل انتقاد آن، و در نهایت تداوم و رفع پروژه آن در یک موقعیت تاریخی تازه، در گرو تدقیق و بررسی نقادانه آنهاست. باور ما این است که در حال، هر کس ـ فارغ از جغرافیای فرهنگ خود ـ بخاهد به کار عملی یا نظری در حوزه هنرهای تصویری بپردازد، برای روشن ساختن چشم انداز خویش، به نوعی ارزیابی انتقادی از مدرنیسم و مفاهیم اصلی آن نیازمند است. در همین چهارچوب، مقالات و یادداشت هایی فراهم کرده ایم که برخی از وجوه تاریخ و تحلیلی مفهوم آوانگارد را تا حدی آشکار می کنند. مقاله هیلتون کرامر در دهه 1970 نوشته شده و به علت حساسیت خود نسبت به تحول مفاهیمی از قبیل هنر آوانگارد در آن دوره، شانی کلاسیک یافته است. دو مقاله پس از آن به مناسبت برگزاری نمایشگاهی با عنوان «آوانگارد در دهه هشتاد» به نگارش درآمده اند و در برابر تغییر ماهیت هنر آوانگارد در نتیجه دگرگونی های اساسی ای که از میانه های دهه هفتاد تا زمان نگارش مقالات در صحنه هنر پدید آمده اند موضع گیری کرده اند. مقاله جنکز طرحی تاریخی از تحولات اشکال و انگاره های هنر آوانگارد از قرن نوزدهم تا دهه هشتاد ارائه می کند که فارغ از موضع ما نسبت به نتیجه گیری نهایی آن، می تواند بسیار روشنگر باشد. اما سه مقاله بعد؛ نوشته هایی تحلیلی تر هستند: متن تودوروف به لحاظ وضوح نظری و تحلیل پیوندهای بالقوه پروژه آوانگارد با رویکرد تمامیت خواه به سیاست در خور توجه است و کم و بیش در موضع مقابل کسانی چون بنیامین قرار می گیرد؛ یادداشت بعد برخی از دلالت ها و معانی ضمنی این مقاله را مورد تامل قرار می دهد؛ و مقاله آخر بخش کوتاهی از کتاب مرفی درباره اکسپرسینیسم و هنر آوانگارد است که از نظر طرح موجز دیدگاه ها و موضع گیری های برخی از چهره های اصلی سنت زیبایی شناسی مارکسیستی اروپایی در رابطه با مناقشه هنر آوانگارد ـ هنر رئالیستی در خور توجه است.