انتشارات حرفه هنرمند


رویای زیبایی، مد و خیال: فرانسوا دوکرو / حمیدرضا کرمی

مد کردن خیال: ابیگیل سولومون_ گودو / غزاله هدایت

عکاسی مد: آناندی رامامورتی / حمیدرضا کرمی

مرا متعجب کن (گزین گویه ها): ترجمه:مرال مفرد

مفهوم مد در The Arcades project : پیتر وولن / جاوید دلرنگ

طراحان مد (گزین گویه ها) ترجمه: حمیدرضا کرمی

«عکاسی پوشاک و مد»
در آغاز قرن بیستم، پوشاک راه خود را به دنیای عکاسی باز کرد. هدف آن بود که با نمایش آن در دنیای آرمانی شده، که به مدد رسانه­ی عکاسی خلق شده بود به فروش هر چه موثرتر آن کمک شود. این عکاسی به اصطلاح {مد}، خیالی جمعی را نیز پدید آورد.آشکار است که تنش هایی در ارتباط میان عکاسی مد و هر دو ژانر «عکاسی تبلیغاتی» و «عکاسی هنری» وجود دارد. تصویر مد تلاش می کند از بافت صرفا تجاری تبلیغات مبرا بماند، چرا که بیشتر تصاویر مد توسط مجلاتی سفارش داده می شوند که مستقیما در کار فروش پوشاک نیستند. با این همه، دیدگاه تجاری غیر قابل انکاری آن را از «عکاسی هنری» - علیرغم بافت تجاری گریز ناپذیری که این ژانر هم در آن گرفتارآمده - جدا می سازد.رابطه­ی میان تصویر مد با مجلات در مقایسه با نسبت ان با تولید کنندگان {پوشاک}، همچنین نشان دهنده­ی اهمیت توانایی تصویر در القای یک جلوه، یک تصویر، و یک دنیا است.
همه­‌ی زنان سرزمین من: مریم عمرانی

ارائه فرهنگ جایگزین: گفت و گو با امیر عباس بیان فر
« طراحی لباس و عکاسی پوشاک در ایران»
موضوع مد در ایران، مقوله ای است متناقض نما و بیش از آن که پارادوکسیکال باشد، معمار گونه است. مد را می توان در میانه­ی یک چند ضلعی نا منتظم تصویر کرد که با جانب داری از هر سویه­ی آن، نمی توان به حل معما نزدیک شد.طراحی لباس و مد، تجربه ای گروهی است که متخصصین متعددی (از طراح پارچه، طراح لباس، مدل، چهره پرداز، عکاس، متصدیان مطبوعاتی، تجار، متولیان دولتی...) را به خود مشغول می دارد.شاید با نگاهی کلی به این کثیرالاضلاع، بتوان روابط درونی بین اضلاع آن را درک کرد؛ و یا حداقل از یکدیگر تمیز داد.توجه متخصصین به مسئله "لباس ملی"، و کوشش های دولتی نظیر نمایش های "ریحانه"، "زنان سرزمین من" و "اولین نمایشگاه دوسالانه طراحی لباس ایران" که در ماه های اخیر توسط وزارت ارشاد اسلامی (و دیگر نهادها) بر پا شد، از جمله بهانه های پرداختن به این موضوع است.
جورجو مراندی: ثمیلا امیر ابراهیمی

"هنر سکوت" : جنت آبراموویچ / ثمیلا امیر ابراهیمی

غنای فقر: آریاسپ دادبه
«جورجو مراندی»
ما در دورانی زندگی می کنیم که تمایل سوزان به نوآوری همه جا حکم فرماست. دورانی که در تلویزیون، مجلس، ادبیات، و هنر، "فریاد" رایج است. همه بسیار فریاد می زنند تا انچه را که تصور می کنند جدید است با بلند ترین صدا اعلام کنند. اما مراندی الگوی دیگری به ما نشان می دهد:" او به ما می گوید که چطور می توان زمزمه کرد بدون انکه هرگز خود را تکرار کرد، و این که چگونه توانایی ما برای درک جهان می تواند نامتناهی باشد بی انکه ویرانگر شود. چگونه عشق ما به چیزها می تواند شدید باشد بی انکه به خشونت بکشد. و چگونه آرزوهای ما برای آینده می تواند مداوم و زاینده باشد بی آنکه زشت و مبتذل گردد."
نگاه مراندی و نقاشان ایرانی: ثمیلا امیر ابراهیمی

«ضمیمه های انتقادی بر دو نمایشگاه نقاشی »: مجید اخگر
ویژه نامه "عصر تجدد"( شماره 18 "حرفه هنرمند")، این امکان را فراهم کرد که رویکرد نظری مجله نسبت به هنر معاصر روشن تر گردد. اکنون شرایط فراهم است تا به صورت انضمامی و زنده به نقد و تحلیل هنر و هنرمندان معاصر بپردازیم و آموزه ها و سننی که امروزه زنده و رایج است را ریشه یابی کنیم.این مواجهه­ی انتقادی نیازمند تعهد به اخلاق نقد کردن و نقد شدن است.در این فصل، نخست مقاله ای از ثمیلا امیر ابراهیمی می خوانید که نگاه گروهی از نقاشان معاصر ایران را با نگاه مراندی مقایسه کرده است و سپس نقدی از مجید اخگر خواهید خواند که دو نمایشگاه ( که فصل گذشته در دو گالری تهران برگزار شده اند) را مقایسه نموده است.
چگونه می توان محبوب شد بی آنکه شما را بخواهند؟ آرتور سی. دانتو / مریم اطهاری

چشم اندازهای آبی ترجمه: نیما ملک محمدی، زیبا مغربی

صدای عمومی: یوهان ویپی یوسکی / پوپه میثاقی
«هنر آماری Painting Numbers»
الکساندر ملامید و ویتالی کمار، هنرمندانی متولد و ساکن اتحادیه­ی شوروی بودند که به عنوان ناراضی و ناقد رئالیسم سوسیالیستی از روسیه­ی شوروی تبعید شدند و به آمریکا مهاجرت کردند. آنها با همکاری موسسه­ی "نیشن" (Nation institute) مبدع پروژه ای شدند به نام Painting by Numbers (نقاشی به واسطه­ی ارقام) که نخست در سطح آمریکا و بعد در کشورهای دیگر دنیا اجرا شد. این پروژه به واقع یک نظر سنجی عمومی با رعایت قواعد علمی جمع آوری داده ها بود که هدف از آن ابداع "یک هنر پاپ واقعی یا یک هنر مردمی واقعی" بود. کمار و ملامید از پی پاسخ های آماری در مورد رنگ ، شکل، موضوع و نظایر آن، دو نقاشی می کشیدند که عنوان های « پر طرفدارترین نقاشی » و « نخواستنی ترین نقاشی » را می گرفتند. نشریه­ی "نیشن" در شماره­ی 14 مارس 1994 پیامدهای اجرای این پروژه را در آمریکا با عنوان «اولین پژوهش علمی – عمومی- هنری در سطح ملی» به تفصیل بررسی کرد. اما واقعا این پدیده­ی جنجال برانگیز (از حیث ایده و اجرا) چه جور باید دیده شود؟ در مقام یک اثر هنری چه جایگاهی در دنیای هنر دارد؟ و...