انتشارات حرفه هنرمند


احساس مشترک(زندگی و آثار مارتین پار):وال ویلیامز/الهام سلیمیان
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: مارتین پار
مارتین پار یکی از پیشروان عکاسی مستند رنگی دهه 80 انگلستان و اروپا است. عکس‌های "پار" توانسته تحول شگرفی را که طی دهه 80 در جامعه بریتانیایی، تحت تاثیر ""تاچریسم" در حال جریان بود را ثبت کند و نشان دهد.

در دوره‌های مختلف انتقادات بی‌شماری متوجه آثار او شده. بیشتر انتقادات از طرف افرادی بوده که از دیدن "انگلستان" درون این عکس‌ها، به هراس افتاده بودند، بدون توجه به اینکه در نگاه "پار"، بدبینی و بدگمانی جایی ندارد. هرچه هست، توجه و علاقه و هیجان و شور است. او ودش را جزئی از همین دنیای به تصویر کشیده می‌إاند. دنیای "خرید"، دنیای "روزمرگی‌ها"، دنیای " حرص و ولع مدام برای مصرف هر چیز در اختیار".
آئورا(بنیامین،سانتاگ،بارت):فرشید آذرنگ

مدرنیته و پست مدرنیته:تری برت/اسماعیل عباسی
پنجره بسته : پست مدرنیسم و نظریه
پست مدرنیسم در عکاسی،مشابهت های زیادی با پست مدرنیسم در حوزه های هنری دیگر دارد ولی در جاهایی هم به شدت در تقابل با ویژگیهای پست مدرنیستی دیگر عرصه ها می ایستد.مقاله تری برت،شرح ساده ای است از حضور تشابهات پست مدرنیستی در عکاسی.و مقاله دیگر،به مفهوم آئورا اشاره داردکه در دیگر هنرها کمتر مورد بحث بوده است.در حقیقت اولین لحظه حضور پست مدرنیسم در عکاسی(و دیگر هنرها)طرح همین مساله توسط والتر بنیامین بوده است.
وقتی که زندگی پر از خاطره می شود:گفت وگو با نصرالله کسرائیان

حواشی زندگی،انسانها را متفاوت می کند:گفت وگو با نصرالله کسرائیان
پنجره ما: نصرالله کسرائیان
نصرالله کسرائیان،پدیده متمایزی در عکاسی معاصر ایران به شمار می آید.او ازخاستگاه دیگری به این حیطه آمده و با تلاش و پشتکار زیاد،«عکاسی قوم شناسی»را در سطحی که می دانیم انجام داده است.نخستین عکاس ایرانی است که کتاب و کتاب های پرفروش و با تیراژ بالا دارد.عکس های او مورد توجه مردم است،و از آن قالیچه و گوبلن و پوستر،و حتی کلیپ نمایشی می سازند.دیدار و مصاحبت او دلچسب است.از همه چیز می گوید و کمتر به صحبت درباره عکاسی می پردازد.می گوید حاشیه زندگی انسان ها است که آنها را با هم متفاوت می کند و گرنه متن زندگی ها شبیه یکدیگرند.خود را به دونده دو امدادی تشبیه می کند که در مسیر حرکت چوبی را از نفر قبلی گرفته و به بعدی می دهد.با امید به اینکه دیگران بهتر از او باشند...
افسون زدایی از ابهت(زندگی و آثار فرناندو بوترو):فائقه بقراطی
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: فرناندو بوترو
بوتروی جوان در نخستین سالهای دهه 1950،بی خبر از خوش اقبالی زود هنگام خویش،فقط به شوق اندوختن دانش هنری وشاید بیشتر مهارت و صناعت نقاشانه،رهسپار اروپا شد.مبالغه نیست اگر بگوییم،او در جوانی یک شبه ره صدساله رفت.از بیست و پنج سالگی در عرصه هنر آمریکا مطرح شد و آثارش به بزرگترین موزهای جهان راه یافت.
هنرمند متجدد-هنرمند بازاری(2):ایمان افسریان

نقاشی واقع نمای عامه پسند:مونا زهتابچی

حرفه:گالری دار/هدا اربابی،شادی ملک

تابلو فرش:منصوره رجبی

ما چند نفریم؟آمار فارغ التحصیلان رشته های هنر:نسیم امیدی
پنجره بسته: جامعه شناسی نقاشی معاصر ایران(3)
مباحث جامعه شناختی و اقتصاد هنر بحثی پر دامنه و پر شاخ و برگ است.در اولین تلاش،گفت و گو و بحث و جدلی جمعی،پیرامون مطلبی در شماره 14و15صورت گرفت.نویسنده آن مقاله تکلمه و پاسخی بر انتقادات مطرح شده نوشته است که در این شماره می خوانید.علاوه بر آن،چند گزارش در مورد گذشته و حال نقاشی واقعنمای عامه پسند،گالری های نوگرای تهران،تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان هنر در ایران و...تهیه شده.اینها حداقل اطلاعاتی هستند که می توانند برای تحقیقات بعدی پیرامون جامعه شناسی نقاشی ایران به کار آیند.امیدواریم خواننده محترم،پرداختن به موضوعاتی چون نقاشی عامه پسند را نتیجه رفتاری ارتجاعی و در جهت تایید و تمجید از این نوع هنر قلمداد نکند.نگاه جامعه شناسانه به هنر اقتضاء می کند همه انواع هنر را جدی گرفته و مورد تحقیق قرار داد.
تعادل سنت و نو:رویین پاکباز

این ترانه مکرر عطر آگین:آیدین آغداشلو

آن افق نقره ای:گفت و گو با ابوالقاسم سعیدی

پنجره ما:‌ ابوالقاسم سعیدی
مدتی بود که در صدد پیدا کردن راهی برای مصاحبه با ابوالقاسم سعیدی بودیم.از آنجا که وی ازسالها پیش ساکن فرانسه است،برقراری ارتباط کار مشکلی بود.تا اینکه از طریقی،آدرس پست الکترونیکی ایشان را پیدا کردیم.حدوداً دو،سه ماه پیش همراه با معرفی مجله«حرفه:هنرمند»و اهداف آن،سوالات خود را نیز از او پرسیدیم.ایشان نیز با سخاوت تمام همراه با پاسخ به سوالات،متن زیر را برایمان فرستادند:«مجله "حرفه:هنرمند" عزیز،پس از شک و تردیدهای فراوان،که با شما قرار گذاشته بودم،ایده هایی را برای مجله تان با هم ردو یدل کنیم.مدتی بی خبر بودم و به خود می گفتم این بار هم صداقت سکوت و منفی بودنم محفوظ است.گاهی هم فکر می کردم،هیاهوهای سیاسی هرگونه فعالیتی را به تعلیق برده و خبری نخواهد بود.ولی پیغام شما بیدارم کردو حدسم بر این است که کار و فعالیت هایتان جدی تر از میزان معمول همیشگی ست.موفقیتتان را خواهانم.یک روز تمام را منحصر به نوشتن پاسخ به شما کرده ام و از آن خوشحالم.حقیقتش این است که در بعضی موارد به خصوص تحلیل های هنری،زبان وسیله ناتوانی است.شرح و بسط انباشته های حافظه و لایه های خاطرات حتماً ابزار دیگری را لازم دارند.هنر توانسته یکی از آن وسایل باشد که سیستم بیانی اش مستقل و مختص خودش است وبا زبان دیگر پرواضح است که بیان شدنی نیست...در نتیجه در این زمینه تکلیفم هیچ وقت مشخص نبوده و نیست.وسواس و شک به گونه ای بالا می گرفته که الکن می شوم و خاموش وار سعی می کردم،دم لای تله سوال کننده نداده و خود را کنار بکشم.ولی همان طور که گفتم این بار نمی دانم چرا لطف شما مرا گرفته و دلم می خواهد وسواسم را کنار زده و پاسخ سوالات را که لطف کرده و تنظیم کرده بودید،هر چقدر هم نارسا و گمراه کننده باشند بنویسم و از شما خواهش کنم هر طور مایل باشید به سلیقه خودتان آزادانه آن را تنظیم و یا از آن استفاده ممکن را برای مجله تان بفرمایید.در انتخاب یا خط زدن هر جمله آزادید.شما در محل بهتر می دانید چی به درد می خورد.نقش من در این ساعت این است که یک یک سوالهای شما را بخوانم و مکث آنی خود را بنویسم.ولی فرم آن،"سوال و جوابی"از آب در نمی آید.بر شماست که فرم آن را بریزید.»ما نیز نهایت سعی خود را کرده ایم،که با امانت داری کامل،کمترین تغییری در نثر و جملات ایشان داده نشود.
دیوان شرقی-غربی:فرشید آذرنگ

سوزان سانتاگ:جدی باش،پرشور باش،بیدار باش!/ثمیلا امیر ابراهیمی

یک فرهنگ و حساسیت جدید:سوزان سانتاگ/نیما ملک محمدی

نکته هایی درباره"کمپ":سوزان سانتاگ/جاوید دلرنگ

حرفه: هنرمند... سوزان سانتاگ و اندیشه های انتقادی
در این شماره به سوزان سانتاگ رو کرده ایم،اندیشمندی حساس و هنرمندی فکور.اما مبنای اصلی گزینش او،بینش و رویکرد انتقادی اوست تا کنش هنری اش.برهمین اساس،مقاله نخست هم در چنین فضایی،به گونه ای به تحلیل هنر معاصر ایران می پردازد.سانتاگ نمونه برین آن شخصی است که در ایران هرگز وجود نداشته است و به زعم ما آنچه به بر گذشتن از بحران و یا فضای سست و کم مایه هنر کنونی کمک می کند و یا دست کم به این بحران معنا می دهد و مرزبندی اش می کند،ظهور و وجود و کنش چنین افرادی است.زیرا اصلی ترین وظیفه ما،ابراز واکنش های شخصی و فردی است.هیچ حرکت و گفتمان جمعی ای،هنر اصیل و بزرگ خلق نکرده است .هنر را هنرمندان منفرد و درگیر آفریده اند.رد شدن از این بحران،مثل رد شدن از رگه های تنگ تخته سنگها و صخره هاست،باید یک به یک رد شد،نه دسته جمعی و سر خوشانه.


نور ظلمت:جرمی لوسیون/مجید اخگر

پایان آغاز توست:گفت و گو با شیرازه هوشیاری/غزاله هدایت

شیرازه هوشیاری
هوشیاری،هنرمند ایرانی الاصل مقیم انگلستان،از معروف ترین هنرمندان خارج از جغرافیای محلی است.انتخاب او در اینجا،علاوه بر ایرانی بودنش،نه تاکید بر هویت و سنت و جهانشمولی است و نه استفاده تبلیغاتی از او و الگو قرار دادن اش.مهمترین دلیل گزینش او،وجود تفاسیری نسبتاً معقول و جدی و کار آمد از آثار اوست؛نه اینکه همه«حرف»ها در مورد او به چند مجله(هر چند معتبر)و یکی دو پاراگراف در کتاب های بی شمار محدود باشد.